یسنا جونم و شهریور
سلام یسنا جونم خیلی وقته واست ننوشتم و تو این مدت هم اتفاقای زیادی افتاده که سعی میکنم همه را به یاد بیارم و بنویسم واست روز شنبه یازدهم شهریور تولد حسین بود که جمعه شب برگزار شد.خاله میترا و دایی حجت چون حسین دوست داشت تولدش بیرون از خونه باشه واسش اول هفت باغ جشن گرفتن و همه رفتیم اونجا و کلی هم خوش گذشت حسین جون 6 سالش تموم شد و امسال باید بره کلاس اول ما هم واسش یه چراغ مطالعه خوشمل که پایه اش یه توپ بود هدیه بردیم تا وقتی میخواد درس بخونه ازش استفاده کنه بقیه مطلب + عکس در ادامه.... راستی یادم رفت بگم که روز پنجشنبه خانوم نبی زاده به مامان جونی زنگ زدن و ازشون خو...





